سرفصل مطالب
سرفصل مطالب

همه ی ما انسانها هنگامی که از خدا صحبت صحبت میکنیم؛ و سخن  از بزرگی و عظمت خدا به زبان می آوریم میگوییم که: خداوند همان کسی است که کل جهان هستی را خلق کرد، اما آیا تا به حال پرسیده ایم خدایی که جهان هستی را خلق کرد چه شکلی میباشد؟ آن خدایی که همه ی این عظمت و بزرگی و انسانها و کهکشان و کل کائنات را خلق کرد چه شکلی است؟ اصلا میتوانیم به وجود خدا ایمان داشته باشیم؟  اگر روح خدا در تک تک انسانها دمیده شده است و انسان اشرف مخلوقات است و ما انسانها هم قدرت های خداگونه درونمان داریم(در مقاله عشق و چیستی خدا مفصل در موردش صحبت کردیم) پس قدرت ما کجاست؟ اگر شما هم دنبال جواب این سوالات میگردید پس تا آخر مقاله  همرا ما باشید، شک نکنید که به جواب سوالات میرسید!

پرسش غلط!

علامت سوال قرمز که به معنای پرسش غلط در بحث کیستی خداست

گاهی اوقات ما انسانها بر اساس تفکرات و باور های نادرستی که داریم. سوالاتی میپرسیم که کلا سوال غلطی میباشد و ما را ازحقیقت واقعی دور میکند. نمونه بارز این سوالات همین پرسش خدا کیست میباشد، بله، کاملا غلط است. پرسیدن سوال خدا کیست اشتباه است. با پرسش این سوال برای خدا شناسی ما از پایه مسیر را اشتباه شروع میکنیم و اشتباه ادامه میدهیم.

خدا غیرقابل تفکیک!

با یک مثال ملموس و قابل درک کامل این مسئله را توضیح میدهم؛ وقتی برای اولین بار با استاد غروی آشنا میشوید؛ از شخصی که استاد را به شما معرفی کرده است. میپرسید: استاد غروی کیست؛ و منتظر هستید که معرف به شما جواب بدهد و در ذهن خود دنبال یک وجود خارجی میگردید؛ مثلا خانم است یا آقا؟ پیر است یا جوان؟ و …، به عبارتی در ذهن خود به دنبال یک وجود خارجی قابل لمس، قابل روئیت و قابل درک میگردید! در کل به دنبال یک شکل خاص میگردید و از قبل در ذهن شما شکل گرفته است که انسان میباشد، ما هم با پرسیدن سوال خدا کیست در ذهن خود به دنبال یک موجودیت خاص، با شکل و شمایلی یا حتی جنسیتی میگردیم.

وقتی که پرسیدیم استاد غروی کیست؟ ذهن خود را محدود کردیم بر روی یک موجودیت خاص و آن موجودیت را از بقیه ی کائنات و حتی انسانها تفکیک کردیم. الان متوجه این قضیه میشوید که با پرسیدن سوال خدا کیست؟ به دنبال یک موجودیت خاص میگردیم که آن را از تمام کائنات منفک کنیم. در صورتی که ما در مقاله عشق و چیستی خدا توضیح داده ایم که خدا در همه کس و همه چیز در هر لحظه جاری است! پس نمیتوانیم با پرسش کیستی خدا آن را از همه کس و همه چیز تفکیک کنیم و به صورت جدا و منفک یک تعریف یا یک شکل از ان داشته باشیم. نشدنی است ک بگوئیم مثلا خدا یک پیرمرد ریش سفید است یا شکل درخت است و یا…،

خدا کیست؟

تنها تعریفی که شاید بتوانیم در پاسخ به پرسش خدا کیست بدهیم؛ خدا به شکل مجموع مخلوقات عالم به صورت یکپارچه و واحد با همه چیز که در درون همه ی آنهاست و همه ی آنها در درون آن هستند.

جالب است که بدانید مکتب بودا ها وقتی که میخواهند توضیح دهند که خدا کیست؟ بیان میکنند که: خدا یک جادوگری میباشد که تمام خلقت و کهکشان و دنیا در درون شکم آن جادوگر قرار گرفته اند. این مدل فکری میتواند درست باشد و شاید به طریقی هم درست باشد. اما در اصل آنها از این تعریف به عنوان یک نماد استفاده میکنند تا بتوانند یک تصویر و درکی از خدا داشته باشند. اما نقصی که شاید بتوان بر این تعریف گرفت این است که جادوگر را هم جدا از مخلوقات میبینند.

مفهوم خدا کیست را با آیه شریفه ی قل هو الله احد براحتی میتوانیم درک کنیم. خدا شامل تمام مخلوقات جهان هستی میباشد که نظم و قانون دارد اما دارای شکل خاصی نیست و تمام این ها به صورت یک وجود واحد و یکپارچه هستند. به سخن دیگر یک نیروی هوشمند جهان شمول معنوی که به همه چیز نظم میبخشد.

تصویر یک جادوگر که نماد یک کل واحد و وحدانیت وجود خداست

خدا همینجاست!

وقتی میگوییم خدا درون من است، درون درخت است، و…، داریم خدا را جزء جزء میکنیم و این جزء جزء کردن با وحدانیت خدا همخوانی ندارد، اینک فیریک کوانتوم اثبات کرده است که هیچ یک از مخلوقات جهان هستی از یکدیگر جدا نیستند و در عالم متافیزیک همه چیز بهم دیگر وصل است.

به گفته ی دیوید بوهم عدسی مزخرف کاسه سر انسان است که باعث میشود همه چیز را از هم جدا ببینیم. فیزیک کوانتوم اثبات کرده است؛ دنیایی که در حال تماشای آن هستیم دنیایی است که ما در ذهنمان ساخته ایم. در حقیقت همه چیز موج است و فقط و فقط به علت تراکم بیشتر ملکول ها و اتم ها در یک نقطه است که مثلا این دیوار را به این شکل میبینیم. دیوید بوهم میگوید ظاهرا ما در یک سوپ کیهانی زندگی میکنیم! به صورت متافیزیکی همه چیز در هم تنیده و وصل است و میتوانیم  بگوئیم این وجود یکپارچه و کیهانی خدا میباشد. این عدسی چشم ما است که باعث میشود کل دنیا را به صورت تفکیک شده ببینیم.

وحدانیت وجود خدا به چه معناست ؟

همه‌ی آنچه که خلق شده است(کل دنیا و کهکشان و مخلوقات) میشود یک وجود واحد؛ به همین علت است که گفته شده است اگر کسی به وحدانیت وجود برسد به وجود خدا نزدیک شده است. کسی که به وحدانیت وجود برسد دیگر سر هم نوع خود کلاه نمیگذارد، دیگر خیانت نمیکند، به فکر دزدی کردن نیست، چون به این آگاهی رسیده است که اگر دارد سر کسی کلاه میگذارد؛ سر خودش را اول کلاه میگذارد، اگر در حال خیانت کردن است اول به خودش خیانت میکند.

من جزئی از وحدانیت وجود

آیا من جزء این وحدانیت وجود هستم؟ آیا تویی که در حال خواندن این مقاله هستی جزء وحدانیت وجود هستی؟ این گیاه، این حیوان، و همه و همه، جزء وحدانیت وجود هستند؟ و باز هم در حال جدا کردن و جزء جزء کردن حقیقت هستیم! وقتی صحبت از جزء میکنیم؛ منم، تویی، این روباه، این درخت، حقیقت را از هم جدا میکنیم. جزئی وجود ندارد… همه چیز کل است حتی گفتن اینکه من یک تکه از کل هستم هم اشتباه است؛ در اصل خود تو یک کل هستی و کل هم تو است. وقتی به وحدانیت وجود برسیم به عشق مطلق میرسیم. ما همه چیز را جدا از هم میبینیم چون درگیر در بعد زمان، مکان و جسم محدودمان هستیم.

 سالها دل طلب جام جم از بیگانه میکرد / وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

 به تو سر بسته و در پرده بگویم تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را، آنچه گفتند و سرودند تو آنی، خود تو جام جهانی، تو ندانی تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی تو خودت ماه بهشتی، به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی تا بر در خانه ی متروکه ی هرکس ننشینی و به جز روشنی پرتو خود هیچ نبینی و گل وصل نچینی نه که جزئی، نه چون آب در اندام سبوئی، خود اویی، به خود آی…( آیدین جودی _ به خود آی ).

چرا با وجود خدا قدرت خداگونه نداریم ؟

همه‌ی ما فکر میکنیم که یک قطره از اقیانوس بی انتهای وجود خدا هستیم که از آن اقیانوس جدا شده ایم، در اصل ما جدا نشده ایم(در قسمت وحدانیت وجود گفته شد که همه چیز به صورت کل یکپارچه میباشد) ما غرق در اقیانوس هستیم.

اثیانوس آبی که نشان دهنده وحدانیت وجود خداوند است

چرا توانایی و قدرتها ی خداگونه نداریم؛

  • 1_ از بار مسئولیتی که روی دوش ما قرار میگیرد میترسیم.
  • 2_ از کودکی این در ذهن ما شکل گرفته است که خدا از ما دور است و به راحتی نمیتوانیم به خدا وصل شویم.

هنگامی که منصور حلاج ابراز کرد اناالحق مگر به دار آویخته نشد؟ خود ما هم از اینکه قدرتهای خداگونه داشته باشیم وه وجود خدا برسیم میترسیم، همه ی گفته ها، باور ها، داستان ها غیر مستقیم ناخودآگاه ما را برنامه ریزی کرده است.

معجزات اولیاالله

همه ی ما میدانیم که اولیا خدا همگی در هر برهه ایی از زمان معجزاتی داشته اند؛ و همه ی آنها میگفتند که این معجزات به اذن خدا انجام میشود. اما تا حالا به این فکر کرده اید خدا کیست و به اذن خدا به چه معنی است؟

خدا منم، خدا تویی، خدا همه ی انسانها و مخلوقات هستند. نکته مهم این است که با گفتن منم وحدانیت از بین نرود و این منم عجیبن باشد با وحدانیت وجود.. هر چند که در وحدانیت وجود منی وجود ندارد همه چیز کل است. اگر منم با وحدانیت عجین نباشد نهایت غرور و نابودیست؛ به همین علت است که اولیا خدا بدون استثنا برای هر معجزه ایی میگفتند به اذن خدا. تک تک ما انسانها به تنهایی قطره ی آبی هستیم که توانایی خیس کردن دو سانت هم نداریم چه رسد به اقیانوس اما حقیت این است که تنها نیستیم، دور نیوفتاده ایم، همه ی ما با هم یک کل یکپارچه هستیم.

خدا کل یکپارچه است من و تو غرق در کل یکپاچه هستیم؛ آیا میتوانیم قدرت های عظیم خدا گونه داشته باشیم؟ از نظر معنایی بله صد در صد. از نظر توانایی شاید بتوانیم شاید نتوانیم مثل خیلی از انسانها که به وحدانیت وجود خدا رسیدند و خیلی ها هم از حقیقت اصلی غافل هستند؛ چرا؟ چون کلی باور و یرنامه های عمیق از کودکی در رابطه با خدا در ذهن ما شکل گرفته است. ما خودمان را درست نشناخته ایم… همه ی ما بدون استثنا شنیده ایم با خود شناسی به خدا شناسی میرسیم اما چقدر واقعا عمیقا بهش فکر کرده ایم که چگونه؟ عمق و مفهوم این جمله یعنی چه؟ چقدر به دنبالش رفتیم؟ چقدر سعی کردیم که درکش کنیم؟ فقط بلغور کردیم…

سخن آخر

ازت میخوام چشماتو ببندی، دستتو بزاری رو قلبت، ذهنتو ساکت کنی و از خودت بپرسی واقعا من خدام؟ واقعا به وجود خدا رسیده ام؟ اون قدرتهای عظیم و توانایی خلق و آفرینش را میتوانم داشته باشم؟ شک ندارم که اکثر ما هنگام پرسش این سوال یک نه محکم و بلند از درونمان میشنویم،… از لحظه ایی که چشم باز کرده ایم همه چیز را جدا دیده ایم… و از همه مهم تر درگیر در بعد زمان و مکان و جسم هستیم. صحبت از جسم نیست، صحبت از روح مطلق است.

 

سرفصل مطالب

نظرات شما

۱ دیدگاه تا کنون منتشر شده است. شما هم در این گفت و گو مشارکت کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
دیدگاه شما بعد از تایید مدیریت سایت منتشر خواهد شد.
عضو سایت هستید؟ برای ثبت دیدگاه خود وارد شوید.

    علی قشلاقیان
    ۱۲ روز عضو سایت

    به نام خداوند بخشنده و مهربان
    اثبات وجود خدا .
    برای بعضی از انسانها از قسمت ناخودآگاهشان سوالی پیش می آید که :
    آیا دلیلی بر اثبات خدا وجود دارد ؟ بله -روبرویت می ایستد با جسمی حاوی ۲۰ تریلیون سلول ،که هر کدام (انسان)حامل ژن های رمز گذاری شده و فوق پیچیدس که تعداد ژن های هر فرد به صورت ارتفاع روی هم به اندازه رفت و برگشت زمین تا پلوتون میشود ، به تو خیره میشود با سیستم بینایی فوق پیشرفته که همه رنگ ها را تشخیص داده با کیفیت و رزولشنی برابر با(۵۷۶) مگا پیکسل، و تصاویر متحرک را با دقت بالا به وسیله مغز در کمتر از یک صدم ثانیه تفسیر میکند و نیز با اندامی حاوی ۶۴۰عضله در حال فعالیت ، غافل از قلبی که بدون هیچ عامل خارجی از بدو تولد شبانه روزی در خواب و بیداری میتپد، سپس از حافظه بینهایت خود ،که کار چند ده رایانه را میتواند انجام دهد ،از میان تنها صدها واژه کلمات راچیده جمله ای میسازد و با فرآیند فوق پیچیده به زبان و فک دستور میدهد که در دستگاه گفتاری که متشکل از ۱۷ عضلس سوالش را مطرح کند و از تو میپرسد ؟آیا دلیلی برای اثبات خدا وجود دارد !!!!

    پروردگارا ،من گرده خاکی هم در این کره خاکیت نیستم در برابرعظمت بی انتهای تو،
    و تو ای خالقم چنان به من نزدیک هستی که نمیشود وجودت را در حوالی حس نکرد ، تو در همه جای این (هستی) هستی و من نمیتوانم با بعد طبیعی ام با داشتن کل افکار عالم درکی از بعد فرا طبیعی تو داشته باشم و بخواهم تصوری ازتو در ذهنم بگنجانم .
    الحمد الله رب العالمین 🙏