سرفصل مطالب
سرفصل مطالب

در ابتدای باور های صحیح باید گفت

مقاله های قبل توفیق شد درباره اهمیت باور به خدای متعال و فواید آن  و همچنین پاره ای از باور های غلط نسبت به خداوند صحبت کردیم حال پس از شناسایی باور های غلط درباره خداوند بزرگ و تغییر آن به باور های مثبت لازم است باور های مثبت و جایگزین را یک به یک بشناسیم باور هایی که قرار است زندگی ما را تغییر دهد و ما را به انسان بهتری تبدیل کند در اینجا به چند مورد اشاره می کنیم و سپس توضیح می دهیم

خدا عاشق ماست

کافی ست باور کنیم خدا عاشق ماست باور کنیم او به ما یک محبت خاص و ویژه دارد همه چیز تغییر می کنم رفتارمان اخلاقمان خواسته ها طرز تفکر میزان صبر حوصله و ظرفیت و خلاصه همه چیز. می دانید اصلا خاصیت عشق همین است که زندگی عاشق و معشوق را تغییر می دهد قصه های عاشقانه را بخوانید فیلمهای عاشقانه را ببینید اصلا خودتان را چند لحظه در یک موقعیت عاشقانه تصور کنید انسان از آن لحظه ای که می فهمد یک نفر دوستش دارد تغییر می کند حال اگر آن فرد هرچقدر دوست داشتنی تر زیبا تر و قوی و با ابهت تر باشد انسان در این عشق بیشتر عمیق می شود و تغییراتش گسترش بیشتری می یابد و نوعی خودش هم عاشق می شود در مقاله های بعد جلوه های عشق الهی را مفصل بررسی خواهیم کرد اما در این جا هم به چند نمونه به صورت تیتر وار اشاره می کنیم (( نعمت های بی شمار بخشش بی حد و حصر و مهربانی های بی مثال و دلسوزی هایی که نمونه ندارد)) و همه اش بار ها در قرآن احادیث ائمه بار ها تکرار شده و جدای از  آن بار ها در فطرت خویش هم علاقه و محبت فراوان خدا را حس کرده ایم  دلایلی مسلمی برای عشق بی پایان خدا به بنده هایش است حال چند سوال مطرح می شود

آیا انسان بر خلاف میل معشوقه خود رفتار می کند؟ اگر بله تا چه حد و اندازه؟ و همچنین اگر انسان خلاف معشوقه خود رفتار کند بعدش بابت این رفتار شرمنده و غمگین می شود و برای جبران بر میخیزد یا آنکه عین خیالش نیست؟ آیا انسان به عظمت معشوق خویش باور دارد یا آنکه او را کوچک و بی قدرت می پندارد؟ مثلا ممکن است کسی بگوید آری من آن زن یا مرد را دوست دارم و عاشقش هستم اما او حقیر زشت و ناتوان است؟ هرگز اینچنین نیست انسان همیشه معشوقش را در بهترین حالت می بیند ((اگر در دیده مجنون نشینی بجز خوبی لیلی نبینی))  و سوال سوم و شاید مهمترین سوال: آیا غیر این است که انسان عاشق مهمترین دارایی اش را معشوق خویش میداند؟ به شکلی که اگر همه چیزش را از دست بدهد ولی معشوقش که در جای خود باشد خدارا شکر میکند درست مثل مادری که پس از زلزله سهمگین و خراب شدن خانه اش همچنان به خاطر سالم بودن فرزندش جگر گوشه اش عشقش به آینده امیدوار است و خدارا شکر می کند

ارتباط ما و خدای متعال نیز همین گونه است اگر باور کنیم چنین موجود عظیمی عاشق ما می باشد آیا ممکن است ما هم عاشق و علاقمند او نشویم؟ آیا اگر ما نیز عاشق خدا بشویم ایا ممکن است خلاف میل او رفتار کنیم او را باور نداشته باشیم و دلخوش به او نباشیم؟ عشق الهی عنصری ست که اگر در زندگی ما سرازیر شود معجزه می کند اگر باور کنیم خدا عاشق ماست این تغییر باور مثبت به تمامی افکار اعمال و رفتار های ما جهت می دهدو رنگ تازه ای به زندگی ما می بخشد تصور کنید عاشقانه ای میانه شما و خدای بزرگ باشد ایا ممکن است نگران فردا باشید؟ فردا و امروز و دیروزی که همه اش دست خداست. اگر باور کنیم خدای بزرگ معشوق ما می باشد ایا ممکن است دیگر برای توانمندی در ادامه مسیر بازدهی تلاش ها و موفقیت در زندگی مان نگران و مضطرب باشیم؟ خیر. چراکه به طور قطع اتصال به منبع قدرت و آرامش جهان هستی اتمام تمام نگرانی هاست

جهان پر از فراوانی ست

جهان پر از فراوانی ست این وعده ای ست خدای بزرگ در جای جای قرآن به ما داده است خدا می فرماید نعمت های مرا اگر بخواهید که بشمارید هرگز نخواهید توانست و در جای دیگر می فرماید خدا بر هر چیزی تواناست و به هرکه بخواهد بی حساب روزی می بخشد این یعنی نعمات خدا محدود نه نیست که بر فرض مثال اگر علی خانه ای خرید برای  بهنام دیگر خانه ای نباشد نه اینچنین نمی باشد خدا می فرماید انسان نباید صرفا با چشم ظاهر بین آنچه رو برویش قرار دارد را ببیند بلکه فراتر از دید انسان نعمت هایی وجود دارد که از دید ظاهر خارج است  کافی است به فراوانی ایمان داشته باشید و تلاش کنید تا با کسب علم به آن دست یابید حالا چند سوال مطرح می شود اگر انسانی به فراوانی معتقد باشد آیا ممکن است به کمتر از آنچه لیاقتش را دارد رضایت بدهد؟ قطعا خیر او به دنبال حقش می رود. و همچنین اگر انسانی به فراوانی معتقد باشد آیا برای رسیدن به خواسته ها آرزو ها و حقوقش حق دیگری را زیر پا می گذارد یا همچنین به نعمت های دیگران حسادت یا تعدی می کند؟ قطعا خیر چرا که با باور به فراوانی حسادت جایش را به خیرخواهی و ظلم جایش را به مهر ورزی می دهد چرا که باور داریم نعمت به اندازه کافی برای همه هست باورمان را در خداشناسی تقویت کنیم زندگی مان تغییر می کند

خدا از هر چیزی قوی تر است از هر محدودیتی

در خدا در و احادیث بار ها بر بزرگی قورت خدای متعال اشاره شده است اما این بزرگی فقط محدود به آنچه که ما می پنداریم نمی باشد بلکه خدایی داریم مهربان تر و قوی تر از حد تصور وقتی می گوییم خدا بزرگتر است یعنی از هر آنچه که ما آن را سخت غیر ممکن و نشدنی تصور می کنیم قوی تر است پس اگر در زندگی بسیاری مواقع نباید در ظاهر و عمل مان به گونه ای رفتار کنیم که انگار اینگونه نیست بسیار مواقع ما در دلمان آرزو های گوناگونی داریم اما از خدا نمی خواهیم چرا که اگر در اعماق دلمان ناخدایی پیدا شود و تار و پود باور های کهنه مان را کنار بزنیم مشاهده می شود که باور نداریم خدا می تواند از هیچ همه چیز پدید آورد مثلا دوست داریم ماشین داشته باشیم خانه بخریم و اما وقتی به جیبمان و آخرین رسید حساب بانکی مان نگاه می کنیم دیگر از خدا نمی خواهیم چرا که معتقدیم خدا نمی تواند. اما آیا واقعا خدا نمی تواند خدایی انسان ار از هیچ آفرید بدون نمونه و الگویی. بل همه ما معتقدیم که رسیدن به اهداف وسیله می خواهد برنامه و ابزار می خواهد و هیچ چیز در این جهان منظم نا گهان و دفعتا به وجود نمی آید اما مگر غیر آن است که ابزار گرفته تا برنامه حرکت و مسیر همه چیز در دست خداست باور که داشته باشیم ودر خواست کنیم خدا هم که بخواهد همه چیز ممکن می شود باور هایمان زندگی مان را تغییر می دهد

خدا خیر خواه ماست

خدا چه نقشی در زندگی ما دارد؟ دوست،دشمن،رئیس کدام یک؟ کدام نقش خداست؟ شاید بتوانیم بگوییم خدا ولی و سر پرست ماست اما در عین حال او دوستدار و دلسوز ما می باشد به نوعی این سوال خدایا بزرگ آیا به عنوان یک پرسش کننده در مقابل ما قرار دارد یا آنکه مثل یک همراه در کار ما قرار دارد در زندگی، اندیشه و رفتار ما بسیار بسیار تعیین کننده است همه چیز حکایت از آن دارد که خدا دوست ماست نعمت های فراوان در زندگی و یا کلام  خدا که می فرماید هر جا بروید با شماست نشانگر دوستی ای عمیق میان خدا و بندگانش می باشد حال سوال اینجاست باور به وجود این دوستی چه نقشی دز زندگی ما دارد؟ فرض کنید پدر بزرگی دارید  که علاوه بر قدرت توانمندی و علم او بر دوستی و محبت او نسبت به خود ایمان دارید. آیا غیر آن است که حرف هایش را مو به مو گوش میکنید؟ آیا غر آن است که هنگام دلتنگی و هجوم مشکلات به او پناه می برید ؟ آیا غیر آن است که هرچه می خواهید از او درخواست  می کنید؟ ارتباط ما با خدا نیز همینگونه است بر دوستی او اگر باور داشته باشیم برای لحظه ای از او فاصله نخواهیم گرفت اتین هدیه یک تغییر باور منفی به باور مثبت است آن وقت است که خوشبختی ما را بغل می کند

دوستی ای از جنس پدر نه خاله خرسه

البته ذکر یک نکته درباره دوستی خدا بسیار لازم است و آن اینکه دوستی خدا با ما از جنس خاله خرسه نیست دوستی خاله خرسه انسان را تنبل به بار می آورد و سر آخر هم انسان را بدبخت می کند چرا اگر بدون کمک برای گذر از مراحل شایستگی خواسته انسان به او عطا شود قطعا بعد از مدتی تنبلی و سستی در او رخنه می کند و علاوه بر آن دوست آن است که هر چیزی محبوبش خواست عطا نکنید چرا که بسیاری مواقع انسان چیزی را می خواهد که به صلاح او نیست.خدا ی بزرگ چیزی را که به خسران دنیا و آخرت ما می باشد را به ما عطا نمی کند و همچنین وقتی چیزی از او میخواهیم به ما می کند تا ابتدا شایسته آن نعمت شویم بعد صاحبش اینگونه عزت و جلالمان زیر سوال نمی رود

خدا هم لازمه هم کافی

شاید شما هم آن داستان معروف را شنیده باشید که مارتین لوتر کینگ در کتاب خاطراتش نقل می کند: روزی بسیار ناراحت و نگران بودم از همه چیز از زندگی از آینده و با سرخوردگی کامل به زندگی ادامه می دادم در این هنگام همسرم را دیدم که با لباس عذا در گوشه ای نشست و به سوگواری پرداخت از او پرسیدم چه شده است و او گفت: ((مگر خبر نداری که او مرده است؟ گفتم چه کسی؟ او پاسخ داد خدا مرده است خدای بزرگ مرده است به او گفتم مگر خدا میمیرد او پاسخ وقتی اینچنین نا امید گشته ای یعنی باور نداری که خدای بزرگ کفایت میکند آیا باور نداری که خدا از هر چیزی توانا تر است؟ باور نداری خدا از هر مشکلی از هر موجود و از هر خواسته ای قوی تر است؟ ما به همه این موارد پاسخ مثبت می دهیم اما ایا حقیقتا باور داریم؟ آیا صدای قلب مان نیز همین است؟

کلام آخر و نکته ای مهم

بله عزیزان خدا علاوه بر آنکه وجودش برای سعادت و عاقبت بخیری ما لازم است  در مقابل تمام کاستی ها نبودن ها و نداشته هایمان کفایت هم میکند حتی اگر هیچ چیز دیگری باقی نماند کافیست باور داشته باشیم اما فرق باور داشتن و دانستن خشک و خالی چه چیزی می باشد؟ فرقش آن است که باور داشتن حال زندگی آدمی را بهبود می بخشید بسیاری از نگرانی ها را حذف می کند اما دانستن خالی اینگونه نمی باشد فرق دانستن خالی و باور چیزی است شبیه گل مصنوعی و گل طبیعی اولی هم گل است اما عطری ندارد که بویش حال تو را بهتر کند باور های صحیح را به زندگی خوداضافه کنیم تا عطر خوشش حالمان را بهتر کند

سرفصل مطالب

نظرات شما

۳ دیدگاه تا کنون منتشر شده است. شما هم در این گفت و گو مشارکت کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
دیدگاه شما بعد از تایید مدیریت سایت منتشر خواهد شد.
عضو سایت هستید؟ برای ثبت دیدگاه خود وارد شوید.

    ناشناس

    به نام پروردگار بی همتا
    به راستی که خداوند عاشق ماست،
    خدا با اینکه از دل همه ما خبر داره و نه تنها از گناهامون چشم پوشی میکنه با فضلی که داره اما هیچ وقت غضبشو به بنده هاش نشون نمیده بلکه بنده هاش خودشون درخواست میدن با افکار های غیر الهی که غضب و بلاهای مختلف گریبان گیر زندگیشون بشه به مستند از کلام الله که گفته شده هر خیری به شما برسد از طرف خداوند است و هر بدی که به ما برسد از طرف خودمان است مثل قوم بنی اسرائیل که خودشون خواستن عذاب بکشن به خاطر اینکه نخواستن هدایت بشن به مسیر درست و الهی و قبولش نکردن وجود حقیقی الله رو و بت های ذهنشون رو نشکستند با این حال خدا مسیری جدید براشون باز کرد که بتونن از گمراهیه محض بیرون بیان و لطف و مهربونیشو دریغ نکرد نسبت به بنده هاش این یعنی خدا عاشق بنده هاشه این مائیم که متوجه نمیشیم از بس سرمون به زندگی پوشالیمون گرمه و فقط خدا رو برای رفع نیاز هامون میبینیم و بس ، خدا خودش به وجود آورنده عشقه تو دل هر انسانی و موجودات دیگش ،حتی خدا به خاطر عشق بی انتهاش هستی رو خلق کرد تا عشقش تو ، کل عالم جاری باشه و همه شاهدش باشن و درک کنن با دیدگاه و قدرت عقل و تفکرشون که متاسفانه نه می اندیشیم نه ایمان می اریم

    علی قشلاقیان
    ۱۲ روز عضو سایت

    عشق پرودگار یعنی تو کلامش سوره توبه رو اورده که هر جملش بیانگر اینه که بنده من درگاه بخشش خداوند بزرگ هر لحظه به روی بنده هاش بازه اگه گناهی کردی قابل بخششه حتی اگه آخرین لحظه عمرت باشه عشق خدا اینکه هر چیزی رو تو کره زمین رو به اختیار تو قرار داده و فرمانبردار تو کرده و به قدرت بشر تو این کره آگاه ساخته از حیوانات بگیر تا درختان و … عشق خدا اینجوریه که: جوری تنظیم کرده چرخه حیاط رو، حتی حیوانات مثل گرگ و گوسفند اگه بهش دقت کنیم متوجه میشیم که تعداد گوسفند ها همیشه از گرگ ها تو طبیعت زیاده چون نیاز اولیه انسانه ولی چرخه به هم نمیخوره و همیشه تو دسترس انسان ها به وفور هستش با اینکه گرگ ها هم تعداد بیشتری بچه به دنیا می ارن هم عمرشون از گوسفند زیاده و مثل گوسفند ذبح نمیشن هر روز هم مورد حمله قرار نمیگیرن تو طبیعت و مثل گوسفند سر دو سه سال تعدادشون کمتر نمیشه اما با این حساب همیشه تعداد گوسفند ها از گرگ ها بیشتره و تعداد گرگ ها به تصاعد نمیخوره حتی تو چند سال که امکان پذیر و دور از ذهن هم نیست اما لطف الله همیشه شامل بنده هاش میشه و این تنها یه نمونشه و میشه گفت عشق خدا به بنده هاش بی پایانه ،عین اقیانوسش تو دید یک انسان

    علی قشلاقیان
    ۱۲ روز عضو سایت

    به نام پروردگار بی همتا
    به راستی که خداوند عاشق ماست،
    خدا با اینکه از دل همه ما خبر داره و نه تنها از گناهامون چشم پوشی میکنه با فضلی که داره اما هیچ وقت غضبشو به بنده هاش نشون نمیده بلکه بنده هاش خودشون درخواست میدن با افکار های غیر الهی که غضب و بلاهای مختلف گریبان گیر زندگیشون بشه به مستند از کلام الله که گفته شده هر خیری به شما برسد از طرف خداوند است و هر بدی که به ما برسد از طرف خودمان است مثل قوم بنی اسرائیل که خودشون خواستن عذاب بکشن به خاطر اینکه نخواستن هدایت بشن به مسیر درست و الهی و قبولش نکردن وجود حقیقی الله رو و بت های ذهنشون رو نشکستند با این حال خدا مسیری جدید براشون باز کرد که بتونن از گمراهیه محض بیرون بیان و لطف و مهربونیشو دریغ نکرد نسبت به بنده هاش این یعنی خدا عاشق بنده هاشه این مائیم که متوجه نمیشیم از بس سرمون به زندگی پوشالیمون گرمه و فقط خدا رو برای رفع نیاز هامون میبینیم و بس ، خدا خودش به وجود آورنده عشقه تو دل هر انسانی و موجودات دیگش ،حتی خدا به خاطر عشق بی انتهاش هستی رو خلق کرد تا عشقش تو ، کل عالم جاری باشه و همه شاهدش باشن و درک کنن با دیدگاه و قدرت عقل و تفکرشون که متاسفانه نه می اندیشیم نه ایمان می اریم