سرفصل مطالب
سرفصل مطالب

آیا واقعا خدا عاشق ماست؟ خدا چقدر و تا کجا عاشق ماست؟ چقدر برای ما نعمت مهیا کرده است؟ آیا ما واقعیت تمام  نعمت های خدا را میبینیم؟ چه میشود که ما با کوری خودمان نعمت های خدا را پس میزنیم؟ چگونه خودمان با برداشت اشتباه از رشد به جای رشد و پیشرفت پسرفت میکنیم و رشدی در زندگیمان نمایان نمیشود؟

فروانی نعمت و کوری انسان

انسانی که کارتن صورتش را پوشانده است،این کاریست که ما در برابر نعمت های خدا میکنیم

 

چیزهایی ست که سالهاست نمیبینیم! یاد گرفته ایم که نبینیم؛ دیدن حقیقت نعمت ها و زیبایی های خداوند سالهاست که به تاخبر افتاده است، سالهاست که فقط یاد گرفته ایم واقعیتی که جامعه، خانواده و… برای ما بلد کردند را ببینیم و حقیقت دنیا و آفرینش و بینهایت بودن خدا را نبینیم!

اگر هر صبح که چشمانمان را باز میکنیم؛ چشم باز کردنمان با بیداری حقیقی باشد، خواهیم دید که چقدر نعمت و فراوانی برای ما آفریده شده است! آنوقت است که میبینیم خدا ما را در دنیا تنها رها نکرده است؛ ما احساس تنهایی میکنیم چون حقیقت را نمیبینیم!

توهم رشد

نعمت بینهایت خدا و لیوان شیشه ایی پر از سکه و برگ گل

رشد همیشه برای ما در افزایش در آمد، ماشین بهتر، خونه بزرگتر، و… مسائل اینچینی تعریف شده اند، درست است که همه ی اینها جزئی از رشد هستند اما رشد حقیقی در نزدیک شدن و رسیدن به خدا ست. گاهی اوقات ما نه تنها مسیر را درست نمیرویم بلکه کاملا برعکس هم میرویم؛ به دنبال رشد در دنیای مادی هستیم تا نیازهایمان را برطرف کنیم و آخر سر اگر فرصتی بود به دنبال شناخت و درک خدا بریم در صورتی که رشد در مسیر خود شناسی و درک و شناخت خدا رشد در دنیای مادی هم به همراه دارد.

امکان ندارد شخصی به دنبال شناخت خدا و درک خدا باشد و به دارایی هایش افزوده نشود مگر اینکه مسیر را اشتباه رود. حال ممکن است با خود بگوئیم همه بزرگان و اشخاصی که به خدا نزدیک بوده اند در فقر و بدبختی زندگی میکرده اند؛ لطفا تمام دروغ هایی که به اشتبا وارد مغزتان کردید را دور بریزید! صد ها برابر از آن چیزی که ما فکر میکنیم ثروتمند بوده اند ولی درگیر این چیزها نبوده اند! حقیقت این است که اگر در مسیر خدا شناسی باشی به قانون خدا نمیخواند که تو ثروتمند نباشی، نعمت نداشته باشی.

چرا بعضی انسانها درست کار و مذهبی هستند اما زندگی خوبی ندارند؟ یا خودم خدا درک کرده ام و در مسیر شناخت خدا بوده ام اما زندگی دلخواهم ندارم؟ اول اینکه ما ظاهر امر زندگی دیگران را میبینیم اصلا معلوم نیست شخصی آنگونه که نشان میدهد زندگی میکند یا نه. شاید به درک کاملی نرسیده اید؛ ممکن است شما مهربانی خدا، عشق خدا، بخشنده بودن خدا را درک کرده باشید اما ثروتمند بودن خدا را درک نکرده باشید.

جهت باور برای دریافت نعمت

یکی از جنبه های ابتدایی باور برای حرکت به سمت خواسته و هدفی که داریم این است که؛ باور داشته باشیم به آنچه که میخواهیم برسیم در جهان هستی وجود دارد. به عبارتی تا فردی اعتقاد و باور نداشته باشد که چیزی که میخواهد هست اصلا برای رسیدن بهش حرکت نمیکند. برای رسیدن به نعمت های بینهایت خدا:

  • قدم اول باید حقیقت نعمت های خداوند را ببینیم
  • قدم بعدی طلب کردن نعمت های بینهایت خداوند است
  • درک اینکه نعمت های بینهایت خداوند میتواند حق من هم باشد

تمام بینهایت نعمت برای تو!

بعضی از انسانها فکر میکنند که نعمت های خدا محدود است! نعمت های خدا بینهایت است و کل این بینهایت برای توست، کل این بی نهایت برای هر شخصی هست. هیچ محدودیتی در نعمت ها خدا نیست خداوند نعمت هایش را برای تک تک انسانها نامحدود آفریده است محدودیت ها از آن ماست.

فرض کنید لب دریا ایساده اید: هر چقدر که میخواهید آب وجود دارد، اگر شما بخواهید از آب دریا بردارید چه ظرفی با خود میبیرید؟ لیوان؟ قابلمه؟ میتوانید لوله کشی هم بکنید!استفاده از این آب فراوان بستگی به خواسته شما دارد این مثال مصداق نعمت های خداوند برای ما انسانهاست؛ بینهایت نعمت خدا برای ما قرار داده است ظرف ما چقدر؟ چقدر از خدا میخواهیم؟ برای دریافت نعمت های خداوند ظرفیت ذهنی شما چقدر است؟ شاید بگوئید خب من در این شغلم ماهی 5 تومن بیشتر درآمد ندارم دقیقا شما آنچه را که میبینید میگویید! شرایط حال حاضر زندگی شما بخاطر ظرف ذهنی شماست چه کوچک چه بزرگ…

منظره غروب آفتاب و نعمت‌های خدا

ما نعمتی ندیده ایم که اصلا بخواهیم؛ دقیقا صحبت من این است که چون ندیده ایم بدست هم نیاورده ایم! چون همیشه درگیر توانایی ها و محدودیت های ذهن خودمان بوده ایم! چون همیشه فکر کردیم همه چیز را باید خودمان بدست آوریم… کدام خود؟ خودی که خوانواده ضعیف به بار آورد! جامعه بهش باور های محدود کننده القا کرد؟  بارها بهش گفته شد درس بخون کار پیدا کن که حقوق داشته باشی! بعد ما فکر کردیم کل زندگی همین است باور کردیم که همش همینه… خب مشخص است که چیزی را که باور کردیم میبینیم. از اول باور کردیم که کمه که نیست نتیجش هم وضعیت حال حاضر ماست. خواستن بینهایت نعمت های خداوند اصلا به معنی اینکه ما خودخواه هستیم نیست.

سرفصل مطالب

نظرات شما

۱ دیدگاه تا کنون منتشر شده است. شما هم در این گفت و گو مشارکت کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
دیدگاه شما بعد از تایید مدیریت سایت منتشر خواهد شد.
عضو سایت هستید؟ برای ثبت دیدگاه خود وارد شوید.

    علی قشلاقیان
    ۱۲ روز عضو سایت

    به نام خداوند رزاق
    شرایط حال حاضر زندگی شما بخاطر ظرف ذهنی شماست چه کوچک چه بزرگ… 👌👆
    ( داستان کوتاه) یه بنده خدایی بوده که به خاطر شرایط جسمیش داشته از مردم کمک مالی جمع آوری میکرده تو یه مکان ثابتی و همیشه برای جمع آوری پول ها یه کاسه ای میزاشته جلو صندلیش و منتظر بود تا مردم بهش کمک کنن هر شب کاسه اش پر سکه و پول میشد و یه وقتایی هم براش اون مقدار کاسه پول کافی نمیشد یه شب تو خلوت خودش دست به دعا میبره میگه خدایا من که همیشه ازت زیاد خواستم پس چرا بنده هات کمک بیشتری بهم نمیکنن خودت که از شرایط جسمیم اگاهی توانایی انجام کار ندارم و مجبورم این کارو کنم ، همون شب تو خواب میبینه که یه نفر بهش خبر میرسونه که خدا به اندازه ظرفی که جلوت گذاشته بودی همیشه از رحمتش بهت به واسطه هایی روزیتو میداد تو باید ظرفت رو بزرگ میکردی تا خداهم به اندازه خواسته الانت بهت از طرف دستانش روزیشو هدیه میداد ، حالا ماهم باید ظرف ذهنیمونو بزرگ کنیم و ایمان داشته باشیم خداوند بخشنده و بی نیاز هستش .