سرفصل مطالب
سرفصل مطالب

میدانید چرا بسیاری از انسان‌ها با وجود اینکه خدا را باور دارند اما به موفقیت نمیرسند؟میدانید چرا بسیاری از انسانها با وجود اطلاعات و شناختی که از الله دارند اما نمیتوانند به قدرت لایزال الهی وصل شوند؟ پس چرا بسیاری از انسانها با وجود اینکه به دنبال خدا شناسی و رسیدن به خدا هستند خیلی تنها هستند؟چطور میشود با ایمان واقعی به خدا به نهایت خواسته ها رسید؟ اگر شما هم به دنبال پاسخ این سوالات هستید تا آخر مقاله همراه ما باشید.

در جواب به پرسش های بالا شاید شما بگویید که خب حتما اعتقادی ندارند؛ بله، درست است عده ای از افراد که کلا اعتقادی به وجودخالق ندارند. اعتقادشان این هست که؛ باید به تنهایی تلاش کنند و به نتیجه برسند. اما صحبت ما این گروه از افراد نیستند؛ اتفاقا ما داریم راجع به افرادی صحبت میکنیم که خدا را شناخته اند. باور و اعتقاد قلبی هم به وجود الله دارند. اما باز هم نتایج بزرگی در زندگیشان نمی‌بینند.

ایمان و درک خدا

چرا با وجود اینکه بسیاری از انسانها به خدا باور دارند و اتفاقا شناخت خوبی از خدا دارند اما نتیجه ایی که انتظار دارند را نمیگیرند؟ دلیل اصلی این هست که بحث وصل شدن به الله و یکی شدن با خدا کلامی نیست.که شخصی بخواهد با شنیدن حرف های استادش یا خواندن مقاله یا کتابی نتیجه بگیرد.و خدا را درک کند و به نتایج فوق العاده ایی برسد. اصلا من نشستم سر صحبت های استاد غروی یا هر استاد دیگری به این نتیجه رسیدم که خدا وجود دارد و صد درصد هم پذیرفته ام اما چرا باز هم نتیجه ایی نمیگیرم؟ به این خاطر که من منطقی و در سطح خودآگاه به این نتیجه رسیده ام!

زمانی ما انسانها میتوانیم از نهایت قدرت و لطف الله بهره مند شویم که که واقعا و با تمام وجود آنرا درک کرده باشیم؛ و در اینجا منظور از درک کردن این هست که همانقدر که خودمان را جلوی آیینه میبینیم و مطمئن هستیم که در حال دیدن خودمان هستیم، مطمئن باشیم که که چنین خدایی هم وجود دارد. اگر من باور دارم که خداوند قدرت مطلق، آگاهی مطلق، عالم مطلق و عشق مطلق هست. پس باید بپذیرم که چنین خدایی وجود دارد و بعد از این مرحله است که میتوانم یک گام فراتر بروم و بگویم که ایمان دارم به خدای احد و واحد. اینکه ما با کلام و ذهن و منطق بگوئیم که بله خدایی هم وجود دارد یا اینکه با عمل نشان دهیم که وجود خدا را باور داریم بسیار متفاوت میباشد.

چه زمانی میتوانیم خدا را با تمام وجود قبول کنیم؟

زمانی میتوانیم خدا را با تمام وجود قبول کنیم که با تمام وجود حسش کرده باشیم؛ دقیقا نکته ی اصلی اینجاست: همه ی انسانها با مغز به دنبال خدا میگردند.
اکثر ما فراموش میکنیم که هر لحظه در حال تنفس هوایی هستیم که به رایگان در اختیار داریم؛ مثل خیلی از چیز هایی که هست و ما بهایی برایشان نمپردازیم و خودکار همیشه هستند؛ مثل پدر، مادر، همسر و …، چیزایی که همیشه با عشق و بدون هزینه در اختیار داریم را فراموش میکنیم؛ مثل خدا.

دو مدل ایمان:

  • ایمان عاریتی:

ایمانی هست که ما با خواندن کتاب و شنیدن صحبت های دیگران آن را بدست آورده ایم. این ایمان واقعی نیست؛ اینجا منظور ما زمانی میباشد که وقتی وارد جمعی میشویم بخاطر منافع شخصی خودمان نماز میخوانیم، نگاهمان را حفظ میکنیم بخاطر رشد شخصی و رشد در دنیای مادی فیلم بازی میکنیم و دقیقا میشویم نمونه بارز بیت حافظ؛ واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند. این ایمان پشیزی هم ارزش ندارد.

  • ایمان مستقر:

ایمانی هست که شخص خودش قلبا بهش رسیده است و باورش دارد و حسش میکند. ایمان واقعی نمونه بارز شخصی هست که اتفاقا وقتی در جمعی قرار میگیرد به این خاطر که ریا نشود شاید مثل بقیه عبادت کند.

از کجا مشخص میشود که ایمان واقعی داریم یا نداریم؟
از شجاعتی که در زندگی داریم، از آرامشی که تجربه میکنیم،از حس شادی که دایم، از حس رهایی و در لحظه بونی که تجربه میکنیم.ایمان هم مثل خیلی از مباحث دیگر؛ مثل اعتماد بنفس، افزایش درآمد، و … ، به مرور قویت میشود و رشد میکند. اینگونه نیست که همین الان در لحظه من تصمیم بگیرم و بگویم م ایمان واقعی به خدا دارم …نه !اینگونه نیست، ایمان هم به مرور تقویت میشود.
ما انسانها اینقدر درگیر اطلاعاتی که از حواس پنج گانه دریافت میکنیم هستیم، اینقدر درگیر چشم و هم چشمی،بدست آوردن حقم و ساکت کردن این و آن هستیم و درگیر روز مره میشویم؛ که خیلی از مواقع فراموش میکنیم که اصلا خدایی هم وجود دارد و دقیقا آن لحظه که فراموش کرده ایم ایمان به الله نداریم.

پسر بچه ایی خندان که در طبیعت میدود که نشان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ایمان به خدا و رهایی است

ترس یا لذت حضور ؟

هر وقت که ما آگاهانه تمرکز کنیم روی ایمان واقعی و شناخت خدا ( که در حال حاضر با خواندن این مقاله در حال انجام این کار هستیم ) ایمان ما قوی تر میشود ،تا میتوانیم باید آگاهانه تمرکزمان را ببریم روی شناخت خدا و در لحظه حس کردن خدا و در نهایت ایمان واقعی .کسی ایمان واقعی را تجربه میکند که یقین دارد که خدا هست.

کسی که مطمئن هست که خدا وجود دارد رفتارش چه شکلی است؟ هر لحظه خدا را ناظر میبیند و او را حس میکند، چگونه وقتی در جاده کنترل سرعت میبینیم سریع سرعتمان را کم میکنیم به این خاطر که مطمئن هستیم دوربین سرعت مارا ثبت میکند، اگر اعتقاد من هم این است که خدا همه جا وجود دارد و ناظر است پس دیگر خیلی مواظب رفتارم هستم، مواظب ایمانم هست،آنوقت است که دیگر در ذهن من خلوتی وجود ندارد که بخواهم دست به انجام هر کاری بزنم؛ اما نکته حائض اهمیت در اینجا این هست که؛من فکر کنم خدا اینجا هست و از ترس دست به انجام هر کاری نزنم یا نه از لذت حضور الله کار خداگونه انجام دهم؛ایمان واقعی به خدا یعنی این.

‌‌کیلومتر شمار در صفحه ایی مشکی

 

ایمان واقعی ما به حضور خداوند است که اوج لذت، شادی، آرامش، ایمان، اوج شجاعت، نهایت آرامش و عشق و آگاهی را برای ما رقم میزند.آنوقت است که هر هدفی که داریم یک درصد به نشدن و نرسیدن فکر نمیکنیم؛ چون ایمان صد درصد داریم که خدا کنار ماست و به ما کمک میکند.

چقدر مطمئنی؟

ایمان به الله که اینهمه راجع بهش صحبت میکنیم؛ بیشتر منظورمان اطمینان است. اطمینان به چی؟ به حضور خدا، عشقی که خدا نسبت به ما دارد. اطمینان به اینکه هر چیزی که بخواهم و به صلاحم باشد خدا در اختیار من میگذارد. ( به صلاحم باشد به این معنی نیست که خدا هر چه را که خودش بخواهد به من میدهد هر چه را که نخواهد نمیدهد. اگر به هر چیز نرسیده ام یعنی به صلاحم نبوده است. نه! به صلاحم باشد به آن معنی که در ذهن اکثریت ما حک شده است نیست. خدا هر چه را که میخواهیم به ما میدهد به شرط آنکه ایمان داشته باشیم. در تضاد با خواسته یا هدف دیگر ما نباشد.)

حسن ختام!

چگونه میتوانیم به چنین ایمانی دست پیدا کنیم؟ همه ی ما دنبال این هستیم که خدا در بیرون پیدا کنیم، بیشتر به دنبال این هستیم که خدا چی هست؟ کی هست ؟ به عبارتی دنبال اثبات خدا هستیم! در صورتی که اگر افکار، باور ها و تمام پیشفرض هایی که نسبت به خدا داریم را کنار بگذاریم. فکر قضاوت گر و حراف خود را تعطیل کنیم و به گفته ملک صدیق به درونمان شیرجه بزنیم. در عمق وجود خود مطمئن میشویم که خدا هست و با تمام وجود حسش میکنیم.
خدا را در کجا میتوانیم پیدا کنیم؟لایه های وجودی خودمان را که کنار بزنیم، به گوهر ناب و خنکی میرسیم به اسم خدا.

بارالها مرا ببخش که گاهی تو را فراموش میکنم. خدایا مرا ببخش بخاطر بازگوشی ام. خدایا از تو میخواهم که به من کمک کنی تا تو را درک کنم. تو را حس کنم. خدایا کمکم کن که فقط خودت را داشته باشم چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید.

دستانی که به حالت دعا به سمت خدا گرفته شده است

سرفصل مطالب

نظرات شما

۵ دیدگاه تا کنون منتشر شده است. شما هم در این گفت و گو مشارکت کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
دیدگاه شما بعد از تایید مدیریت سایت منتشر خواهد شد.
عضو سایت هستید؟ برای ثبت دیدگاه خود وارد شوید.

    علی قشلاقیان
    ۱۲ روز عضو سایت

    در زندگی هر خیری به ما رسد قطعا از طرف خداوند است و هر بدی در زندگی به ما رسد قطعا از طرف خودمان است ، چون خداوند با فضلش با بندگان رفتار میکند اگر با عدلش رفتار میکرد قطعا این کلام را از طرف من اکنون نخوانده بودی .

    اعظم زنگنه
    ۲۱ روز عضو سایت
    دانشجوی سایت

    من خیلی لذت بردم ‌خیلی استفاده کردم وهمه چیز به باورهامون بستگی داره واون باورمون میشه ظرف وجودیمون که میتونیم باهاش به همه چیز برسیم ممنون از شما

    الهه وحدت
    ۱ ماه و ۲۶ روز عضو سایت
    دانشجوی سایت

    خدایا تنها تو را میپرسم و تنها از تو یاری می‌جویم…❤❤❤

    الهه وحدت
    ۱ ماه و ۲۶ روز عضو سایت
    دانشجوی سایت

    خدایا تنها تو را میفرستم و تنها از تو یاری می‌جویم…❤❤❤

    مریم روح پرور
    ۳ ماه و ۲ روز عضو سایت
    دانشجوی سایت

    سلام استاد عزیز و گرامی

    خدا هر چه را که میخواهیم به ما میدهد به شرط آنکه ایمان داشته باشیم

    روزها و لحظه هایی را به خاطر می آورم که در اوج ناامیدی و نشدن هایی که در ذهن من بود و جوری گریه می کردم که انگار دیگر هیچ کاری نمی شد کرد
    اما این تصور من بود………
    خدای من بزرگ تر از مشکلات من بود
    و از جایی که فکرش را نمی کردم جور دیگری و از راه دیگری برایم خواسته ام را فراهم کرد

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت