تاریخچه و ریشه شناسی هیپنوتیزم

کلمه “هیپنوتیزم” توسط یک جراح پزشکی اسکاتلندی به نام جیمز برید ابداع شده است. مسمر ابتدا به آن نام مغناطیس و بعدها مانیه ‌تیسم نهاده بود که سال‌ها بعد توسط دکترجیمز برید  به نام «هیپنوتیزم» درآمد. دکتر مسمردر۱۷۷۴ م به پدیده های ماورا طبیعی ارزش درمانی داد و به کار گرفت. را تاریخچه هیپنوتیزم نشان میدهد که این فن از قدیم به صورت انواع مختلف مطرح بوده است. پیشرفت و تکامل هیپنوتیزم در معاصر بر پایه نظریات دانشمندانی چون مسمر با نظریه مغناطیس حیوانی، برید با نظریه چشم دوختن به نقطه نورانی و کوئه با نظریه اثرات تلقین به نفس قرار دارد.

هیپنوتیز تراپی و هیپنوتیزم درمانی

هیپنوتیزم درمانی

میلتون هیلند اریکسون

میلتون هیلند اریکسون روانپزشک آمریکایی بود که در هیپنوتیزم پزشکی و خانواده درمانی تخصص داشت. او رئیس جمهور انجمن آمریکایی برای هیپنوتیزم بالینی بود و به خاطر رویکرد خود به ذهن ناخودآگاه به عنوان خلاق و ایجاد کننده راه حل خاطرنشان کرد.

دکتر اریکسون دچار معلولیت جسمی عظیمی شد. در سن ۱۷ سالگی ، دچار فلج اطفال شد و آنقدر فلج شد که پزشکان معتقد بودند که او خواهد مرد.

هنگام بهبودی در رختخواب، تقریباً كاملاً لنگ و ناتوان از صحبت بود، وی از اهمیت ارتباط غیر كلامی  زبان بدن آگاه شد. او همچنین شروع به “خاطرات بدن” از فعالیت عضلانی بدن خود کرد. وی با تمرکز روی این خاطرات، به آرامی شروع به بازیابی مجدد قسمت هایی از بدن خود کرد تا جایی که در نهایت وی موفق به صحبت و استفاده از بازوهای خود شد.

پزشک او فقط ورزش کردن بدن فوقانی را توصیه کرد به همین دلیل میلتون اریکسون برای تقویت قدرت، حضور دریک برنامه سفر ۱۰۰۰ قایق رانی را طراحی کرد.

ماجراجویی او چالش برانگیز بود و اگرچه هنوز از پاهای خود استفاده کاملی نداشت، اما توانست با عصا قدم بزند.

تحصیلات حرفه ای دکتر اریکسون

حرفه دکتر اریکسون بیش از ۵۰ سال به طول انجامید. وی تحقیقات گسترده ای را در مورد هیپنوتیزم انجام داد، ابتدا به عنوان کارشناسی در دانشگاه ویسکانسین و بعداً در طول آموزش پزشکی و در طول ملاقات های حرفه ای اولیه خود در رود آیلند، ماساچوست و میشیگان ادامه یافت. در اواخر دهه ۱۹۳۰، دکتر اریکسون به دلیل فعالیت در هیپنوتیزم و برجسته در محافل روانپزشکی مشهور بود.

وی بعداً به عنوان مدیر کلینیک در دانشگاه آریزونا در سال ۱۹۴۸ انتخاب شد. وی یک سال بعد برای شروع یک تمرین خصوصی ، بخشی از آن به دلیل فلج که او را به یک صندلی چرخدار محدود کرده بود ترک کرد. وی به عنوان مشاور تیم تفنگ های المپیک ایالات متحده و دولت ایالات متحده در جنگ جهانی دوم خدمت کرده است.

دکتر اریکسون تغییر اساسی در روان درمانی مدرن انجام داد. بسیاری از عناصر چشم انداز اریکسونی که قبلاً افراطی تلقی می شدند اکنون در جریان اصلی تمرین امروزه گنجانیده شده اند.

هیپنوتیزم اریکسونی و هیپنوتیزم درمانی

اریکسون میلتون

تحولی در دنیای هیپنوتیزنم

دکتر اریکسون به این اعتقاد داشت که به جای اینکه به بیمار بگوید در حال رفتن به خلسه هستی، بگوید الان میتوانی یاد بگیری با آرامش به حالت خلسه بروی. او اینکار را برای آرامش بیمار انجام میداد تا با اطمینان به او اعتماد کنند و به خلسه بروند. او با استفاده از واژه های جدید و ادبیاتی متفاوت تحولی در دنیای هیپنوتیزنم بوجود آورد.

او به جای آنکه بگوید تو پر خور نیستی، ادبیات بهتری انتخاب کرد و میگفت تو میتوانی که دیگر پرخور نباشی. او تحولی عظیم در دنیای هیپنوتیزم سنتی به پا کرد و شکست داد.

اریکسون در روش هیپنوتیزم اریکسونی به جای گرفتن اطلاعات و اینکه بگوید به من بگو، بیمار را ترغیب میکرد به بحث درباره آنچه که دوست دارند. این روش غیرفعال به مشتریان کمک کرد تا در نهایت اطلاعات بیشتری را با وی به اشتراک بگذارند. مراجعه کنندگان فکر میکردند اطلاعاتی دز اختیار نمیگذارند ولی بر عکس در پایان همه چیز را به او گفته بودند.

او اعتقاد دارد وقتی سوژه از دو جهت در شرایط عاطفی قرار میگیرد در یک جهت نمی تواند مقاومت کند و در واقع فرد سردرگم یک نوع مقاومت را می پذیرد و پاسخی به دیگری نمی دهد. اریکسون اعتقاد دارد که ضمیر ناخودآگاه را در حالتی بگذاریم تا به یک باره رفتار ناخوشایند گذشته را پاک کند. از این رو هیپنوتیزم اریکسونی تفاوت های زیادی با دیگر هیپنوتیزم ها دارد.

روش او در در زمینه خانواده درمانی، این بود که اگر یکی از اعضای خانواده در مقابل گفتگو با او مقاومت کند، ممکن است آن عضو را نادیده بگیرد تا اینکه در نهایت از سرخوردگی پاسخ دهند.
با استفاده از هیپنوتیزم غیرمستقیم، اریکسون از طریق استعاره ها و داستان ها “ایده ها” را به ذهن ناخودآگاه می رساند.

به طور مثال، سوال اینکه آیا قبلاً در یک خلسه بوده اید؟  نوعی هیپنوتیزم غیر مستقیم است که به دریافت اطلاعات می انجامد و حال، ایده ی خلسه در ذهن است.

  • ضرورت نداشتن آوردن اطلاعات از ناخودآگاه به خودآگاه
  • استفاده از هر چه که مراجعه کننده با خود به مرکز درمان می آورد
  • تاکید داشتن بر روش های تلقینی که بر زمینه ایجاد هیپنوتیزم تاکید دارند
مثبت اندیشی در هیپنوتیزم

فکر مثبت در هیپنوتیزم

تاکید بر مثبت بینی

اریکسون همیشه طرف خوب ناتوانی بیمار را پیدا می کرد. او نابینا، نارساخوان، ناشنوا و جزئی فلج بود. با این حال، این ناتوانی های به ظاهر منفی چیزهایی بودند که به او امکان می دهد در خواندن زبان بدن متخصص شود.

سه مرحله‌ هیپنوتیزم اریکسونی

  1. چگونه می‌توان مکانیسم ذهنی و فرآیندهایی که افکار را در ذهن سوژه تداعی می‌کنند به شکلی استفاده کرد که روش القایی هیپنوتیزم خاصی برای آن سوژه ایجاد شود؟
  2. چگونه می‌توان مکانیسم و سایر فرآیندهای ذهنی سوژه را طوری به کار گرفت که تمام پدیده‌های هیپنوتیزمی را آسان تجربه کند؟
  3. حالا از آموزش‌های هیپنوتیزمی استفاده می‌کنیم تا به سوژه کمک کنیم برای مسائل خود راه حلی مناسب و منحصر به فرد پیدا کند.

اریکسون رویکرد خود (هیپنوتیزم اریکسونی) را نسبت به جمود خلسه‌ای طوری طراحی می‌کند که توجه سوژه جلب و معطوف شود و آمادگی پذیرش تلقین‌های بیشتر را داشته باشد. بر طبق این جمود خلسه ای برای ایجاد حالت خلسه و میزان  توانایی و استعداد پذیرش مسیری مطلوب است.

هیپنوتیزم بالینی

اگرچه تکنیک های اریکسون اغلب توسط روانشناسان در یک آزمایشگاه بالینی مورد استفاده قرار می گیرند، اما کاملاً محدود به آن نیستند. پرستاران، رهبران مشاغل، سیاستمداران و حتی مربیان یوگا از ترکیب هیپنوتیزم در کارشان سود برده اند.